|
|
||
|
واگر این بهانه ها نبود واگر این تو نبودی که من دوست داشتنت را بهانه کنم آنوقت من و تو برای گریه کردن چیزی کم داشتیم…
پ.ن:این پست با الهام از آخرین پست ِ دوست عزیزم میثم ( کمی قهوه کمی دود ) نوشته شده... پ.ن:واگر این بهانه ها نبود پیمان...
+
نويسنده شبنم رضیئی
|
چند دقیقه مانده به من؟ چند ثانیه مانده به تو؟ صبر کن! عقربه ها هیچ وقت غشق را محاسبه نمی کنند...
+
نويسنده شبنم رضیئی
این روزها "هوای ِ حوصله ام ابریست"...
+
نويسنده شبنم رضیئی
بزرگ بودوازاهالی امروزبود وباتمام افق های بازنسبت داشت ولحن آب وزمين راچه خوب می فهميد وپلک هاش مسيرنبض عناصررابه مانشان داد ودست هاش هوای صاف سخاوت راورق زد ومهربانی را به سمت ماکوچاند واوبه شيوه ی باران پرازطراوت تکراربود ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشيند ورفت تالب هيچ وپشت حوصله ی نورهادرازکشيد وهيچ فکرنکردکه ما ميان پريشانی تلفظ درها برای خوردن يک سيب چقدر تنهامانديم.... (سهراب سپهری)
بیژن پاکزاد متولد ۱۵ فروردین ۱۳۲۳در تهران وی طراح و تولیدکننده سرشناس ایرانی -آمریکایی لباسهای مردانه و عطر بود. بیژن در سال ۱۳۵۲ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۱۹۷۶ میلادی فروشگاه ویژه خود را در رودئودرایو واقع در بورلی هیلز افتتاح کرد. بازدید از این فروشگاه تنها با داشتن وقت قبلی امکانپذیر است. پیژن همچنین به خاطر داشتن اتومبیلهایی نظیر بنتلی آزور زرد رنگ با تزیینات داخلی مشکی، مرسدس بنز اسالآر مک لارن مشکی، فراری اف۴۳۰ زردرنگ، رولزرویس فانتوم کوپه زرد رنگ و بوگاتی ویرون معروف بود. مجله Vanity Fair در سال ۱۹۸۹ نام بیژن را در لیست شیکپوشترینهای (خوش پوشترینها)جهان خود قرار داد. بیژن در روز ۲۶ فروردین ۱۳۹۰در محل کارش در خیابان رودئو در بورلی هیلز دچار سکته مغزی شد و در گذشت . یاد و خاطره اش گرامی...
+
نويسنده شبنم رضیئی
وقتی زرد می شوم تو در من سرخ می شوی چارفصل کم است برای با تو بودن بگذار هر روز کبیسه باشد...
پ.ن:سال گذشته پرفرازونشیب ترین سال در زندگی مشترکمون بود . پ.ن:و سلام به ۱۳۹۰
+
نويسنده شبنم رضیئی
|
|
||